خرید بک لینک

این وبلاگ درباره ی من نیست

ولی من اینجا رو خیلی دوست دارم

مثل پلی بین گذشته، حال و حتی آینده ست.

مثل قابی از تیکه های جامونده از وجودمون توی گذشته

دروازه ای به خاطرات.

اگه این یه کتاب قصه بود

یا یه فیلم که تیتراژ داشت

من اینو بعنوان آهنگ تیتراژش انتخاب میکردم.

به هزار و یک دلیل و احساس.

+پینوشت: این روزا که چیزی برای نوشتن وحرفی برای گفتن و

رویایی برای بافتن ندارم

مگه وقتی که اینجام.

دلم چقد تنگه. برای گذشته ها.

شاید روزای رویایی ای نبودن. اما قشنگ بودن.

چه کودکانه قشنگ بودن.

با همه ی سختی ها. پر از زندگی بودن.

پر از آدمایی که حالا خیلی دورن. خیلی دور.

کوچه ها و خونه ها.

صداها و حرف ها.

شاید خیلی زود باشه برای اینکه احساس پیری کنم.

اما وقتی به خودم نگاه میکنم

شبیه به روح پیری شدم که هزارسال خاطره داره.

زیاد حرف نزدن بهتره. خیلی بهتر.

این روزا بیشتر گوش دادن و نگاه کردن خیلی بهتره.

چقد حرف. چقد قصه. چقد همه چی.

+من خیلی دوستت دارم

خیلی زیاد

و همیشه متاسفم که خوب ازت مراقبت نکردم

هیچوقت خواهر خوبی نبودم

یا حتی یه دوست خوب

چیزای زیادی توی این دنیا هست که تو رو به یادم میاره

در واقع هیچ روزی نیست

که به یادت نباشم.

توی هر روز

یه نشونه هست

یه نشونه

یه رنگ

یه صدا

یا لحظه

که علامت توئه

همیشه میمونه

هیچوقت نفهمیدم

تو منو تنها گذاشتی

یا من تو رو.

برچسب: نویسنده: آرتین قربانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 14:24

صفحه بندی